دانشکده علوم پایه

هو المحجوب

 

فردی را تصور کنید سوار بر یک ماشین، از قطب شمال به سمت قطب جنوب در امتداد نصف النهار گرینویچ در حال حرکت است.

بعد از طی مسافتی، این فرد به خط استوا می رسد.

 حال راننده با نود درجه گردش به سمت چپ تا جنوب چین با ماشین پیمایش می کند و دوباره با نود درجه گردش به سمت چپ، در امتداد یکی از نصف النهار ها به سمت قطب شمال در حرکت است.

 

 


این فرد پس از رسیدن به قطب شمال، مسیرش را بررسی می کند.

پیش خود می گوید: "خوب من یه مثلث طی کردم که یکی از راس هایش قطب شمال، یکی دیگر تقاطع گرینویچ و استوا و دیگری تقاطع نصف النهاری است که از جنوب چین می گذرد و استوا است!"

و ادامه می دهد :

"من یک مثلث تشکیل دادم، اما مجموع زوایایش چرا 270 درجه شد؟"

 

ممکن است ما که از بیرون به قضیه نگاه کنیم، بگویم خب شما خطی را طی نکردید، بلکه سه قوس طی کردید، اما از دید ناظر داخل ماشین، هماره خط طی شده است!

 

در این جا ما دستگاه دیدن مان را از روی زمین، به آسمان بردیم تا توانستیم بفهمیم فرد خط طی نکرده، بلکه قوس طی کرده. 

 

 

 

یک سوال اساسی!!!!

 

 

ما دستگاه نظارت مان را از کف زمین، به بیرون زمین منتقل کردیم، کل مشاهدات عوض شد. خط تبدیل به قوس شد! و اتفاقا این که فرد قوس طی کرده به واقعیت نزدیک تر است.

اگر دستگاه ناظرمان را به بیرون از کهکشان ها ببریم، دنیا چه شکلی می شود؟؟؟

 

 

این سوالی است که یکی از بزرگترین دانشمندان تاریخ بشری در نظریه معروف "نسبیت" توضیح داده است.

 

 

و السلام

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/٢٩ساعت ٩:٢٥ ‎ق.ظ توسط فردریش گاوس نظرات ()


Design By : Pichak